تطور تعامل با آب در شهر تهران
تطور تعامل با آب در شهر تهران

تطور تعامل با آب در شهر تهران

تطور تعامل با آب در شهر تهران

به نظر می‌رسد در تمام مناطق سکونتگاهی ایران که در طول تاریخ تمدن ایران زمین جمعیت آن مقیاس گرفته، تعامل با آب کامل بوده است اما از 200 سال قبل تاکنون تعامل ناقصی با آب در سرزمین تهران حاکم بوده است. طی هزاران سال در سرزمین تهران تنها قریه‌ای کوچک (مقیاس ناپذیر) در برهه‌هایی از تاریخ دیده شده است (به خاطر نبودن منبع آبی پایدار)، لکن از زمانی که حکمران وقت تصمیم می­ گیرد قریه تهران را به عنوان پایتخت اعلام ‌کند، مردم به لحاظ روانی دعوت به مهاجرت به پایتخت می‌شوند. به دلیل عدم دخالت ترجیحی ساکنان در انتخاب این سرزمین به عنوان سکونتگاه دایمی و پرجمعیت، اراده و خرد جمعی مردم در توسعه و افزایش بارگذاری‌ها دخالت داده نشده است و تنها حکمران و طبقه الیت جامعه این امر را جلو برده‌اند.

به طور کلی تعامل شهر با آب در دو قالب کلی رخ می‌دهد:

  • تعامل مردم شهر با آب
  • تعامل حکومت یا نهادهای دولتی با آب

اینکه کل اراده و خرد جمعی یک جامعه در تعامل با خدمات اکوسیستمی مانند آب فعال شده باشد یا محملی برای فعال شدن آن وجود داشته باشد بالاترین سطح یا تعامل کامل مردم با آب در آن سرزمین است. اینکه فقط یک طبقه حاکم (حکمران) یا طبقه الیت (متخصصین) در تعامل با آب فعال باشند هم نوعی تعامل با آب است، لکن تعاملی ناقص بوده و منجر به ناپایداری می‌شود.

در شهر تهران که مطالعه موردی این پژوهش بوده است، چهره‌های کنش و اندرکنش با آب در مباحث «تامین و توزیع»، «سیل»، «مشاغل و عناصر مردمی آب محور»، «فاضلاب»، و «فرونشست» مشاهده و تحلیل شده است.

با بررسی‌های انجام شده در اسناد تاریخی و متون می‌توان استدلال نمود که همواره آب عنصری تعیین کننده در تعامل مردم تهران با سرزمینشان بوده است. به گونه‌ای که گاهی در موضوعات سیاسی- اجتماعی نیز تاثیرگذار بوده است. سیل همواره تهدیدی آشکار برای توسعه شهر محسوب شده و در برنامه‌ریزی شهر مد نظر قرار گرفته است. به علاوه کمبود منابع آب و آلودگی آن نیز دغدغه مهمی در بیشتر دوره‌های تاریخی بوده است. بنابراین علی‌رغم پیش روی شهر در قسمت‌های شمالی دشت تهران در محدوده شمیرانات و کن که ویژگی‌های جغرافیایی متفاوتی داشته و گسل‌ها و خطر زلزله در آن بالقوه است همچنان سیل بزرگ‌ترین خطر محسوب می‌شود. می‌توان گفت به تدریج و در طول زمان دو اتفاق مهم در تعامل با آب در شهر تهران رخ داده است:

  • حذف مردم از کلیه چرخه‌های مرتبط با آب
  • تسلط بر طبیعت و آب با تکنولوژی

که پیامدهای آن به صورت زیر قابل تشریح است:

  1. در برخورد با سیلاب همراهی با طبیعت و انطباق یافتن با تهدیدهایی مثل سیل تبدیل شده است به تخریب طبیعت و تسلط بر آن با علوم نوین.
  2. تامین آب زمانی توسط قنات بوده که این قنات‌ها در حال حاضر تبدیل به مانع توسعه و ساخت‌وساز شده و آسیب جدی دیده‌اند. میزان آب این عنصر مهم همواره از سوی مردم قابل ادراک بوده بنابراین خود را تا حد امکان با آن تطابق می‌دادند. هم‌اکنون این ادراک نسبت به منابع تامین آب شهر وجود ندارد.
  3. در زمینه رفتارهای اجتماعی، مردم به طور کل از فرآیندها و چرخه‌های مرتبط با تامین آب خارج شده‌اند و هیچ گونه مشارکتی وجود ندارد. مشارکت مردم برای تامین آب، کار گروهی را رونق می‌داد.
  4. زمانی مکان‌های شکل گرفته مانند آب‌انبارها و سقاخانه‌ها عناصر مهم شکل‌دهنده به محلات شهری بودند ولی هم‌اکنون این نظم فضایی به طور کل از میان رفته و جایگاه خاصی برای این عنصر با ارزش وجود ندارد.
  5. هم چنان آب ارتباط تنگاتنگی با اقتصاد و سیاست دارد ولی نکته مهم آن است که زمانی این ارتباط تا حد قابل‌توجهی از طریق مردم کنترل می‌شد ولی در حال حاضر کاملا از مردم جداست.
  6. زیرساخت‌های انتقال آب به واسطه ظهور تکنولوژی و بهداشت نوین تا حد زیادی بهبود یافته ولی نکته مهم آن است که در گذشته به واسطه مشاهده مجاری انتقال آب مصرفی از طریق جوی‌ها و نهرها ادراک مردم از میزان آب و کمبود آن بسیار بیشتر بوده است.
  7. آلودگی در منابع آب به حداقل رسیده ولی شکل دیگری از آلودگی به صورت آلودگی‌های حاصل از تخلیه فاضلاب به داخل رودخانه‌های شهری شکل گرفته است.
  8. حکمران سال‌ها به دنبال جبران خسارت مردم در پی ترک فعل سازمان‌های مختلف از جمله آب منطقه‌ای، محیط‌زیست و … در کنترل ساخت‌وسازها در حریم و بستر رودخانه‌های شهر بوده است. خرید خانه‌ها و زمین‌های ساکنین حریم و بستر رودخانه‌ها شهری، بار مالی مضاعفی بر مدیریت شهری وارد می‌نماید در صورتی که قانونا ساخت‌وساز در این پهنه‌ها ممنوع بوده و این کنترل می‌بایست از طریق سازمان‌های زی­ربط اتفاق می‌افتاد.

طی غفلت و رخوتی که طی 80 سال گذشته بر مبنای اقتباس ناقص از پارادایم مدرنیته در ارکان مراکز سکونتگاهی ایران حاکم شده، دانش و مهارت­های استقرار شهرهای زیست ­پذیر به فراموشی سپرده شده است. زمان آن رسیده تا با بازخوانی دانش و مهارت­های بومی در کنار آموخته­ ها و فناوری­ های نوین علوم زیستی، بتوانیم با روش­های خلاقانه و نوآورانه برای جبران آسیب­ هایی که طی بیش از نیم قرن گذشته حاصل آمده تلاش نموده و به چشم ­انداز تحقق ­پذیر برای زیست­ پذیری مراکز اصلی جمعیتی کشور یعنی شهرها دست یابیم.

راه‌حل‌های برون­ رفت از وضع موجود می‌تواند در قالب بازگشت به تعامل کامل که همان مشارکت مردم است، برنامه‌ریزی و اجرا شود.

error: Content is protected !!